حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

695

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

و او داغگر است يا به ابزار اماله و او حقنه‌گر است خواه انسان را علاج كند و يا حيوان را و اينهمه را نام طبيب دهند . " ابو بكر محمد زكرياى رازى متوفى بسال 311 از معروفترين طبيبان قرون بود و فرنگان وى را رازس گويند ، در جوانى بساز زدن رغبتى داشت و از پس چهل سالگى بتعليم طب پرداخت و كتابهاى طب را خواند و از مؤلفان آن خرده گرفت و بدقائق طب واقف شد و تأليفات بسيار كرد ، از جمله كتاب " الحاوى " كه سى جلد بود و مرجع طبيبان روزگار بود و همگان مشكلات خويش را با مراجعه آن ميگشودند . رازى بدربار منصور سامانى پيوست و كتاب طب منصورى را كه از همه كتابهاى وى معروفتر است بنام او كرد . طب منصورى با وجود اختصار كتابى كم نظير بود كه نكات علمى و دقايق عملى طب را بهم آميخته بود و از هر باب چيزى داشت . رازى به جوانمردى و مهربانى با فقيران و بيماران شهره بود بيماران فقير را هم علاج ميكرد و هم كمك ميداد . از اندرزهاى اوست : " مادام كه علاج به غذا ميسر باشد بدوا علاج مكنيد و تا علاج بداروى ساده . ميسر باشد بداروى مركب توسل مجوئيد . و اگر طبيب دانا باشد و مريض مطيع مرض آسان ميرود . " و هم از اوست : " در آغاز بيمارى علاج چنان بايد كرد كه توان نرود . " بدوران مكتفى نخست امور بيمارستان رى و پس از آن كار بيمارستان بغداد به عهده رازى بود . از طبيبان معروف آن عصر على مجوسى ( 384 ) طبيب خاص عضد الدوله بود كه كتابى در طب بنام " كامل الصناعات " داشت و بيشتر عمر را بشيراز بود . نظامى عروضى درباره وى گويد : " در آنشهر حمالى بود كه چهارصد من و پانصد من بار بر پشت گرفتى و هر پنج شش ماه آن حمال را دردسر گرفته بود و هفت هشت روز برآمد و چند بار نيت كرده بود كه خويشتن را بكشد آخر اتفاق چنان افتاد كه آن طبيب بزرگ روزى بدر خانه آن حمال بگذشت برادران حمال پيش او دويدند و خدمت كردند و او را بخداى عز و جل سوگند دادند